تبلیغات
نیروگاه های تولید پراکنده
مقاله علمی ، مقالات علمی ، بانک مقالات علمی ، علمی ، pdf ، بانک مقالات علمی و پژوهشی ، پروفسور حسابی ، موسسه پروفسور حسابی ، مجموعه مقالات علمی
  مرورگر پیشنهادی

برای مشاهده بهتر این وب سایت از مرورگرهای Google Chrome Safari و Maxthon استفاده نمایید. برای دانلود آخرین نسخه هر مرورگر بر روی آیکون آن کلیک نمایید.


  سایر زبان ها


  منوی اصلی سایت
منوی کاربری
صفحه اصلی
 اهداف موسسه
تماس با ما
 ارسال ایمیل
سایر راه های ارتباطی
تبادل لینک
 ATOM
 RSS
امکانات سایت
تست آنلاین Html
رمز نگاری Java و Html
نمایش کد رنگ های Html
ساخت آنلاین کد
آمار لحظه به لحظه جهان
خبرگزاری های ایران
روزنامه های ایران
دانشگاه های ایران
سازمان های دولتی ایران
سفارت خانه های خارج در ایران
سفارت خانه های ایران در خارج
سایت های مخابرات ایران
بانک های ایران
اتاق های بازرگانی

  عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبر نامه سایت و دریافت جدیدترین مقالات ، ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید و روی عضویت کلیک نمایید


  آمار

امروز :
زمان : Display Time
تعداد افراد آنلاین : نفر
بازدید امروز : نفر
بازدید دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
کل بازدید : عدد
آخرین بازید :
آخرین بروز رسانی :
كل مطالب ارسال شده: عدد
تعداد نویسندگان : نفر

  حمایت از بیماران


آخرین مطالب


   امید
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1390   نویسنده : پیمان معماریانی   بازدید : مرتبه نظرات ()

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است .
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته شده بود :

مغازه ام سوخت ! اما امیدم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1995
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1995
دسته بندی : شعر و داستان ، 
برچسب ها : داستان کوتاه , داستانک , پند , داستان پندآموز , پند آموز , داستان جالب , داستان آموزنده ,

   فاصله بین من و خدا !
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1390   نویسنده : پیمان معماریانی   بازدید : مرتبه نظرات ()

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. 
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد  چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟
مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1994
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1994
دسته بندی : شعر و داستان ، 
برچسب ها : داستان کوتاه , داستانک , پند , داستان پندآموز , پند آموز , داستان جالب , داستان آموزنده , لیلی و مجنون , داستان لیلی , لیلی , مجنون , داستان لیلی و مجنون ,

   عبرت بگیریم!!
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1390   نویسنده : پیمان معماریانی   بازدید : مرتبه نظرات ()

چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دو100 متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. 
همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. 
آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود 
ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . 
این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند .یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون (عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده . 
سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خاستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1993
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1993
دسته بندی : شعر و داستان ، 
برچسب ها : داستان کوتاه , داستانک , پند , داستان پندآموز , پند آموز , داستان جالب , داستان آموزنده ,

   داستانی آموزنده پدربزرگ پیر و نوه
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1390   نویسنده : پیمان معماریانی   بازدید : مرتبه نظرات ()

 پدربزرگ خیلی پیر شده بود.پاهایش دیگر قدرت راه رفتن نداشت؛ چشمهایش دیگر جایی را نمی دید، گوشهایش نمی شنید،حتی دندانی هم برای غذا خوردن نداشت. پسر و عروسش تصمیم گرفتند دیگر او را سر میز ننشانند، بلکه کنار بخاری به او غذا بدهند.  روزی آنها غذای پیرمرد را در فنجانی ریختند و برایش بردند. پیرمرد فنجان را به طرف خودش کشید. اما از دستش افتاد و شکست. عروسش عصبانی شد و گفت از این به بعد غذای او را در تشت می ریزد و به او می دهد. پیرمرد آهی کشید اما چیزی نگفت. یک روز پدر و مادر در خانه نشسته بودند که دیدند پسرشان روی زمین نشسته و کاری انجام می دهد. پدر پرسید:«میشا تو داری چیکار می کنی؟» میشا گفت: «دارم تمرین می کنم می خوام وقتی شما ها پیر شدین تو این تشت بهتون غذا بدم»



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1992
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1992
دسته بندی : شعر و داستان ، 
برچسب ها : داستان کوتاه , داستانک , پند , داستان پندآموز , پند آموز , داستان جالب , داستان آموزنده ,

   بهای یک لیوان شیر
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1390   نویسنده : پیمان معماریانی   بازدید : مرتبه نظرات ()

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته آنرا خواند.

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1991
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1991
دسته بندی : شعر و داستان ، 
برچسب ها : داستان کوتاه , داستانک , پند , داستان پندآموز , پند آموز , داستان جالب , داستان آموزنده ,

.:: صفحات وب ::.

(تعداد کل صفحات=7) :   1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 ،   
  معرفی سایت

وب سایت علمی ، آموزشی


  جستجوگر



در این سایت
در كل اینترنت

  موضوعات
دسته بندی مطالب
در مورد این سایت
اهداف
دیزل ژنراتور
سازمان های مردم نهاد (NGOs)
مقالات علمی
برق ، الكترونیك و مخابرات
رباتیك و هوش مصنوعی
معرفی سایت
فناوری اطلاعات و کامپیوتر
آموزش هك
ترفند
تجارت الکترونیک
فناوری نانو و نانو ذرات
مهندسی مکانیک
ریاضیات
فیزیک
عمران و شهرسازی
معماری و هنر
نجوم
مدیریت
روانشناسی
فال و طالع بینی
شعر و داستان
وب و وبلاگ نویسی
كدهای جاوا اسكریپ
قالب سایت و وبلاگ
بیوگرافی و زندگینامه
آشنایی با رشته های تحصیلی
کار آفرینی و استخدام
ورزش و تندرستی
پزشکی و بیماریها
آشپزی و شیرینی پزی
معلومات عمومی
متفرقه
دانلود مقالات
دانلود كتاب
نشریات الكترونیك
اخبار موسسه و سازمان ملی جوانان


  لینكدونی
· نستعلیق آنلاین
· ساخت فلش بنر آنلاین
· نایت اسکین

  ابر برچسب ها
دانستنی های خورشید , دانستنی های دانشمندان , پند آموز , دانستنی های اقیانوس ها , دانستنی های کاربردی , Code java , بهترین و جدیدترین دانستنی های روز , java , دانستنی های علوم , داستانک , دانستنیهای علمی جدید , مطالب جالب علمی , بهترین كدهای جاوا , دانستنی های جدید , the best java code , نایاب ترین كدهای جاوا , دانلود كد جاوا اسكریپ جدید , داستان کوتاه , دانستنی های جدید و جالب , كد جاوا اسكریپ , دانستنی های نجوم , دانستنی های روز جهان , کد جاوا , كد جاوا , مطالب آموزشی جدید , دانستنی های حیوانات , javascript , دانستنی های خیلی جدید , جاوا اسکریپ , دانستنی های کوتاه , دانستنی های روز , مجموعه بهترین دانستنی ها , جاوا , بهترین کدهای جاوا , دانستنی های جهان , جدیدترین كدهای جاوا , دانلود كد جاوا , دانستنی های قاره ها , كد جاوای توپ , كد جاوا اسكریپ جدید , java script , كد جاوای خفن , سری جدید بهترین دانستنی ها , دانستنی های کشور ها , داستان پندآموز , مطالب جالب , code java script , پند , جدیدترین مطالب جالب , دانستنی های خیلی جالب ,


© تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به نیروگاه های تولید پراکنده می باشد و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر نام و درج لینک فعال سایت مجاز است.

Copyright © 2006-2018 - by www.NGO-Ph.ir & Memariani.ir . All right reserved

طراحی قالب توسط : پیمان معماریانی