مقاله علمی ، مقالات علمی ، بانک مقالات علمی ، علمی ، pdf ، بانک مقالات علمی و پژوهشی ، پروفسور حسابی ، موسسه پروفسور حسابی ، مجموعه مقالات علمی
  مرورگر پیشنهادی

برای مشاهده بهتر این وب سایت از مرورگرهای Google Chrome Safari و Maxthon استفاده نمایید. برای دانلود آخرین نسخه هر مرورگر بر روی آیکون آن کلیک نمایید.


  سایر زبان ها


  منوی اصلی سایت
منوی کاربری
صفحه اصلی
 اهداف موسسه
تماس با ما
 ارسال ایمیل
سایر راه های ارتباطی
تبادل لینک
 ATOM
 RSS
امکانات سایت
تست آنلاین Html
رمز نگاری Java و Html
نمایش کد رنگ های Html
ساخت آنلاین کد
آمار لحظه به لحظه جهان
خبرگزاری های ایران
روزنامه های ایران
دانشگاه های ایران
سازمان های دولتی ایران
سفارت خانه های خارج در ایران
سفارت خانه های ایران در خارج
سایت های مخابرات ایران
بانک های ایران
اتاق های بازرگانی

  عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبر نامه سایت و دریافت جدیدترین مقالات ، ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید و روی عضویت کلیک نمایید


  آمار

امروز :
زمان : Display Time
تعداد افراد آنلاین : نفر
بازدید امروز : نفر
بازدید دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
کل بازدید : عدد
آخرین بازید :
آخرین بروز رسانی :
كل مطالب ارسال شده: عدد
تعداد نویسندگان : نفر

  حمایت از بیماران


آخرین مطالب


   چه کسی برای آینده شما تصمیم می گیرد؟
ارسال شده در: دوشنبه 3 مرداد 1390   نویسنده : مهوان نیکبخت   بازدید : مرتبه نظرات ()

مصاحبه ای بود در شبكه سی ان بی سی با آقای وارنر بافیت، دومین مرد ثروتمند دنیا كه مبلغ 31 بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده بود.

در اینجا برخی از جلوه های جالب زندگی وی بیان شده:
1- او اولین سهامش را در 11 سالگی خرید و هم اكنون از اینكه دیر شروع كرده ابراز پشیمانی می نماید!
2- او از درآمد مربوط به شغل توزیع روزنامه ها، یك مزرعه كوچك در سن 14 سالگی خرید.
3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگی می كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خرید. او می گوید هر آنچه كه نیازمند آن می باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه دیوار یا حصاری می باشد.
4- او همواره خودش اتومبیل شخصی خود را می راند و هیچ راننده یا محافظ شخصی ندارد.
5- او هرگز بوسیله جت شخصی سفر نمی كند هرچند كه مالك بزرگترین شركت جت شخصی دنیا می باشد.
6- شركت وی به نام بركشایر هات وی، مشتمل بر 63 شركت می باشد.. او هرساله تنها یك نامه به مدیران اجرائی این شركتها می نویسد و اهداف آن سال را به ایشان ابلاغ می نماید. او هرگز جلسات یا مكالمات تلفنی را بر مبنای یك شیوه قاعده مند برگزار نمی نماید. او به مدیران اجرائی خود 2 اصل آموخته است:

اصل اول: هرگز ذره ای از پول سهامداران خود را هدر ندهید.

ادامه مطلب



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1830
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1830


   جنایتکار و پرتقال فروش
ارسال شده در: دوشنبه 3 مرداد 1390   نویسنده : مهوان نیکبخت   بازدید : مرتبه نظرات ()

جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود.
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.

بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و…. پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم.

سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.

آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد. میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.

میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت. پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.
او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.

دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.

موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت : “آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان”.
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.

میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم.

هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.
بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد !!!!

ادامه مطلب



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1827
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1827
دسته بندی : شعر و داستان ، 

   میوۀ ممنوعه
ارسال شده در: یکشنبه 2 مرداد 1390   نویسنده : مهوان نیکبخت   بازدید : مرتبه نظرات ()

در صحرا میوه كم بود. خداوند یكی از پیامبران را فراخواند و گفت: هر كس در روز تنها می تواند یك میوه بخورد.

این قانون نسل ها برقرار بود، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید. مدتی بعد،‌ آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت.

اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود، وفادار بودند. اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها استفاده كنند.

این فقط باعث می شد كه میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند . خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت : بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت كنند.

پیامبر با پیام تازه به شهر آمد. اما سنگسارش كردند، چرا كه آن رسم قدیمی، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد.

كم كم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از كجا آ مده. اما نمی شد رسوم بسیار كهن را زیر سؤال برد، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها كنند.

بدین ترتیب، می توانستند هر چه می خواهند، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهد. تنها كسانی كه خود را قدیس می دانستند، به آیین قدیمی وفادار ماندند.

اما در حقیقت، آن ها نمی فهمیدند كه دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر كنند.



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1829
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1829


   داستان عجیب فلمینگ
ارسال شده در: یکشنبه 2 مرداد 1390   نویسنده : مهوان نیکبخت   بازدید : مرتبه نظرات ()

اسمش فلمینگ بود. کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد.

وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد. نجیب زاده گفت: ” میخواهم ازتو تشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.”

کشاورز اسکاتلندی گفت: “برای کاری که انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد.” در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید:” این پسر شماست؟”

کشاورز با غرور جواب داد : “بله”

نجیب زاده گفت: ” من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد.فکر میکنید چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین. و میدونید اسم پسر نجیب زاده چه بود؟ وینستون چرچیل.



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1828
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1828


   پای خود را رها کنید
ارسال شده در: یکشنبه 2 مرداد 1390   نویسنده : مهوان نیکبخت   بازدید : مرتبه نظرات ()

رام كنندگان حیوانات سیرك برای مطیع كردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می كنند.زمانی كه حیوان هنوز بچه است، یكی از پاهای او را به تنه درختی می بندند.

حیوان جوان هر چه تلاش می كند نمی تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك ای عقیده كه تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فكرش شكل می گیرد.وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،كافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها كردن خود تلاشی نخواهد كرد.

پای ما نیز ، همچون فیلها،اغلب با رشته های ضعیف و شكننده ای بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگی قدرت تنه درخت را باور كرده ایم، به خود جرات تلاش كردن نمی دهیم، غافل از اینكه برای به دست آوردن آزادی ، یك عمل جسورانه كافیست.



© کپی رایت توسط نیروگاه های تولید پراکنده { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج لینک فعال امکان پذیر است.

شماره مطلب ارسالی : 1826
آدرس لینك مستقیم به این مطلب : www.Memariani.ir/post/1826


.:: صفحات وب ::.

(تعداد کل صفحات=6) :   1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ،   
  معرفی سایت

وب سایت علمی ، آموزشی


  جستجوگر



در این سایت
در كل اینترنت

  موضوعات
دسته بندی مطالب
در مورد این سایت
اهداف
دیزل ژنراتور
سازمان های مردم نهاد (NGOs)
مقالات علمی
برق ، الكترونیك و مخابرات
رباتیك و هوش مصنوعی
معرفی سایت
فناوری اطلاعات و کامپیوتر
آموزش هك
ترفند
تجارت الکترونیک
فناوری نانو و نانو ذرات
مهندسی مکانیک
ریاضیات
فیزیک
عمران و شهرسازی
معماری و هنر
نجوم
مدیریت
روانشناسی
فال و طالع بینی
شعر و داستان
وب و وبلاگ نویسی
كدهای جاوا اسكریپ
قالب سایت و وبلاگ
بیوگرافی و زندگینامه
آشنایی با رشته های تحصیلی
کار آفرینی و استخدام
ورزش و تندرستی
پزشکی و بیماریها
آشپزی و شیرینی پزی
معلومات عمومی
متفرقه
دانلود مقالات
دانلود كتاب
نشریات الكترونیك
اخبار موسسه و سازمان ملی جوانان


  لینكدونی
· نستعلیق آنلاین
· ساخت فلش بنر آنلاین
· نایت اسکین

  ابر برچسب ها
نایاب ترین كدهای جاوا , كد جاوا اسكریپ , Code java , دانستنی های خیلی جالب , دانستنی های کوتاه , سری جدید بهترین دانستنی ها , داستان کوتاه , مطالب آموزشی جدید , دانستنی های کاربردی , the best java code , كد جاوا اسكریپ جدید , java script , کد جاوا , دانستنی های دانشمندان , بهترین و جدیدترین دانستنی های روز , مطالب جالب , كد جاوا , دانستنی های جهان , جدیدترین مطالب جالب , دانستنی های قاره ها , دانستنی های حیوانات , دانلود كد جاوا اسكریپ جدید , دانستنی های جدید , دانستنی های روز جهان , بهترین كدهای جاوا , كد جاوای خفن , دانستنی های اقیانوس ها , دانستنی های نجوم , دانلود كد جاوا , داستان پندآموز , دانستنی های خیلی جدید , دانستنی های جدید و جالب , javascript , جدیدترین كدهای جاوا , مجموعه بهترین دانستنی ها , جاوا , پند آموز , پند , code java script , بهترین کدهای جاوا , دانستنی های علوم , دانستنیهای علمی جدید , جاوا اسکریپ , داستانک , java , دانستنی های روز , دانستنی های کشور ها , كد جاوای توپ , دانستنی های خورشید , مطالب جالب علمی ,


© تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به نیروگاه های تولید پراکنده می باشد و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر نام و درج لینک فعال سایت مجاز است.

Copyright © 2006-2018 - by www.NGO-Ph.ir & Memariani.ir . All right reserved

طراحی قالب توسط : پیمان معماریانی




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو